باوتن

.: بسم الله الرّحمن الرّحیم :.

باوتن

.: بسم الله الرّحمن الرّحیم :.

باوتن

چون صید
به دام تو به هر لحظه شکارم،
ای طرفه نگارم

از دوری صیاد دگر تاب نیارم،
رفته‌است
قرارم

چون آهوی گمگشته
به هر گوشه دوانم

تا
دام
در آغوش
نگیرم
نگرانم
نگرانم
...

آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها

در باب علوم انسانی

شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۲، ۰۵:۴۴ ق.ظ
رفته بودیم سر کلاس دکتر مُخ(بر فرض مثال) فارغ التحصیل دانشگاه مُخدان(بازهم بر فرض مثال)یکی از بهترین دانشگاه های دنیا...

حتما سروکارتان با این مدل دکتر مُخ ها افتاده

آدمهایی که خودشان خیلی علمی هستند و آدم تا مدتی بعد از بودن با آنها در جو است و به اختراعات ثبت شده و کتابهای چاپ شده و مقالات فهرست شده و دانشگاه های بورس شده اش فکر میکند و به خودش می آید می بیند واااای هنوز غذای خوشمزه سلف را رزرو نکرده...

بعد تقریبا همه ی هدفش میشود مسیردکتر مخ...و خوشحال از اینکه من چه آدم باهوشی بودم که همچین راهی را انتخاب کردم

وناراحت از اینکه عجب آدم علافی هستم من...


کار نداریم...

جو ما را گرفته بود که یکی از دوستان بلند شد و گله و شکایت از دانشگاه مان که ما در صنعتی اصفهان هم که بودیم اینقدر ها سخت گیری نبود و بحث راه افتاد و هرکسی حرفی می زد و بعضی ها از تمام شدن زمان کلاس بشکن می زدند...

گذشت و بحث علوم انسانی باز شد که چرا سطحشان اینقدر پایین تر از ماست و مگر با ما چه فرقی دارند که برای ما این همه سخت گیری هست و آنها اینقدر خوشند...علوم انسانی که بزرگترین کاربردش هم همین انسانها هستند و جامعه ی انسانی ودین انسانی و پیشرفت انسانی و کلا هرچیزی که با انسان سروکار دارد...و از حق نگذریم بسیار بسیار بسیار مهم تر از سروکار داشتن با ماشین و ابزار و بدن و بیماری است و کشور های پیشرفته مخ هایشان را می فرستند سر همچین رشته هایی و بعد هم علوم انسانیشان پیشرفت میکند هم انسان هایشان پیشرفت میکنند و هم علوم دیگرشان مدیریت میشود...

در کلاس که به جواب نرسیدیم

چندی پیش در نمازخانه ی خوابگاه پوسترهایی از پیشرفت ایران در هسته ای و پزشکی و غیره زده بودند که آی ما چقدر پیشرفت کردیم...با خط خودم پوستری را زدم کنارش !!که "خوشم میاد علوم انسانی ما همچنان دارن نگاه میکنن...بلند شین...کاری بکنین"

در راه کلاس دکتر مُخ با یکی از رفقای اهل فضل!! هم کلام شدیم که چرا واقعا؟؟

من حرفم این بود...در ایران کمتر دانشگاهی پیدا میشود که مثلا پزشکی اش ضعیف باشد یا مثلا برقش لنگ بخورد(دانشگاه های معتبر را عرض میکنم)و همچنین کمتر دانشگاهی پیدا می شود که علوم انسانی اش ضعیف نباشد...

(اگر دوستان علوم انسانی اعتراض دارند کافیست فقط یک هفته تحصیلی هرکاری من کردم بکنند...آنوقت حتما اعتراضشان را پس میگیرند)

البته من همه ی دانشگاه ها را نمی گویم ...به کسی بر نخورد

دانشگاه آمدنم را دوره می کنم...


پلان اول:

استاد:«بچه ها کتاب فیزیک هالیدی بخرید»

من:«وای چه کتاب خارجی با کلاسی»


پلان دوم:

استاد:«بچه ها کتاب سیلورمن رو بخرید»

من:«سیلورمن آفرین ...مثل سیلورمن بیوتن امیرخانی»


پلان سوم:

استاد:«بچه ها کتاب خودم را بخرید»

من:«ایول چه استاد باسوادی»


پلان چهارم:(من با یک خروار کتاب به دست)

من:«سلام بچه ها استادمون خودش کتاب نوشته»

 دوستم:«آفرین...بده ببینم... اِ این که کپی کتاب خارجی منه»


پلان پنجم:

دوستم:«سلام بچه ها زیگمون فروید میگه:...»

من:«شما واقعا حرفای فرویدو می خونید!!!!؟؟؟؟»

دوستم:«مگه چشه؟؟»

من: :|


و این شده زندگی علمی ما

وقتی ما تولید علم نداشته باشیم و ریاضی  را از سیلورمن بخوانیم خیلی اتفاق بدی نمی افتد گرچه شاید بیوتن شویم با نقطه یا دسته ولی وقتی فروید بخوانیم...اتفاق بد که چه عرض کنم حقیقتا فاجعه است...والبته یک نفر می رود حداقل چهار سال عمرش را می گذارد و علمی را می خواند که نه به درد جامعه می خورد نه به درد مردم نه به درد دنیا نه به درد آخرت...وگاهی کاش به درد نمی خورد که اتفاقا برعکس نتیجه ی سوء می دهد...بعد از ان طرف کار برایش نیست...بعد از آن طرف اساتید هم می بینند چه کاری است خودشان را اذیت کنند و همچین چیزی را سخت بگیرند...وقتی نه پیشرفتی می بینند نه کاربردی...و از آن طرف مردم ایران که حقیقتا جز مردم باهوش دنیا هستند می روند فنی و پزشکی می خوانند و ما هم افتخار می کنیم به بورس شدن و خارج رفتنشان و انگار نه انگار که با هر نفری که رفت نه یک نفر که یک عالمه فکر و یک عالمه پیشرفت رفت و او شد سفیر همان دانشگاه بورسیه اش و مسئول تبلیغات برای پیشرفت آنها و برای فرار مغزهای ما

بعد می آییم بخاطر مرگ برآمریکا خودمان را جر می دهیم ...مرگ بر آمریکای واقعی شعار و حرف نیست...عمل است...سرتر بودن و مستقل بودن است...مرگ بر آمریکا می گوییم و در دانشگاه هایمان کتابهای علوم انسانی آمریکایی که خیلی هایش حتی برای خودشان هم به در بسته خورده به خورد فکر وطنی می دهیم و فکر دانشجو(که شاید مهم ترین قشر متفکر جامعه است) را همسو میکنیم با آمریکا و بعد بازهم می گوییم مرگ بر امریکا

راه حل:(وجدانا نقد بفرمایید .من در جایگاه راه حل نیستم) 

به دوستان دانشجو عرض میکنم،اگر وقت دارید،اگر دغدغه دارید خودتان دنبالش باشید....خودتان مطالعه داشته باشید.خودتان برای خودتان دغدغه بیافرینید...از این دانشگاه ها آبی گرم نمی شود...


یک بار به یکی از رفقا میگفتم طوری شده که نقطه ی اتصال برق و خدا شده آن وقتی ترس داری نکند الکترونیک 3ات را بیفتی و دست به دامن خدا می شوی...نمی دانم اینقدر خدا را پایین آورده ایم یا اینقدر علم را

 علم اگر هر چیزی برای جز خدا باشد دوریال هم نمی ارزد...

خدا همه را هدایت کند



 البتّه رشد علمىِ ما امروز در مقیاس منطقه و در مقیاس جهانى خیلى خوب است. عدد مطلقِ رشد ما خوب است، شتاب رشد ما هم بسیار خوب است، یعنى شتاب پیشرفت خیلى بالا است؛ لکن این ملاک نیست؛ یعنى این شتاب باید محفوظ بماند. وجود شتاب رشد علمى به معناى این نیست که ما به هدف رسیدیم یا حتّى به هدف نزدیک شده‌ایم؛ چون ما خیلى عقب بودیم. دنیا هم که منتظر نمیمانَد که ما پیش برویم، او تماشا کند؛ دنیا هم دارد دائماً پیش میرود؛ البتّه شتاب ما بیشتر است، ما باید این شتاب را حفظ کنیم. اگر این شتاب رشد علمى حفظ شد، این امید وجود دارد که ما برسیم به قلّه‌ها، برسیم به خطوط مقدم؛ و همان‌طور که بارها عرض کردم، کشور ما و مراکز علمى ما براى دنیا مرجع علمی بشوند. این باید اتّفاق بیفتد و ان‌شاءالله این کار خواهد شد. البتّه بنده تصوّر نمیکنم که حالا این کار در ظرف پنج سال و ده سال و پانزده سال انجام بگیرد؛ نه، من چند سال پیش گفتم شما پنجاه سال دیگر، چهل سال دیگر این آینده را تصویر کنید که در دنیا هر کسى بخواهد به یافته‌هاى تازه‌ى علمى دست پیدا کند، مجبور بشود زبان فارسی یاد بگیرد؛ همّت را این قرار بدهید. کارى کنید که در دنیا دیگران محتاج دانش شما باشند، مجبور باشند زبان شما را یاد بگیرند تا به دانش شما دست پیدا کنند؛ این کار هم ممکن است؛ این کار ممکن است.

از بیانات مقام معظم رهبری در هفتمین همایش ملی نخبگان جوان که می توانید متن کامل سخنرانی را از لینک زیر بخوانید

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=24176

 

پ.ن۱:الحق که کتاب نشت نشای امیرخانی خواندنی است

پ.ن۲:شاید یک مورد که من علم وطنی با کاربردش را می بینم و حظ میکنم برنامه ی سمت خدا و گلبرگ است...خیلی از مردم ما (نمونه اش خود من) از خواندن کتابهای روانشناسی خارجی تفکرمثبت و مدیریت فکر وغیره به جایی نرسیدند رو آوردند به وطنی اش...و اتفاقا خیلی هم ساده تر و خیلی هم بهتر

پ.ن۳:پر حرفی کردمببخشید...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۱/۱۹
با وتن

نظرات  (۱۵)

سلام سمانه! راس مگی...منو یاد ترم دوی خودوم انداختی.

پاسخ:
پاسخ:
سلام
ممنون که سر می زدید کاش شماهم وبی داشتید ما هم از مطالب شما فیض می بردیم
راسی من ترم چهارما....
و اینکه فکر میکنم اگه یه کم این چیزها برایمان مهم باشد حتما حتما به این فکرها فرو می رویم...
خدا فکرمان را به راه راست هدایت کند...آمیـــــــــــــــن
سلام
از اینکه وقت گذاشتی و در این مورد نوشتی واقعا ممنونم..
راه حل اینکه هرکسی باید خودش گریزی پیدا کند..جدا اگر یک اهل فضلی! بخواهد تخصصی برخورد کند باید از همین برادران کافر چیز یاد بگیرد و آنقدر باتقوا باشد که نشود مثل آنها..
حق نگدارت..
التماس دعای فراوان ..
بازهم دمت گرم که نوشتی


پاسخ:
پاسخ: سلام
ممنونم که سر می زنید
دم شما گرم تر
آره راس میگی باید با تقوا باشی و بیشتر به خودت اطمینان داشته باشی
که من که حالا حالا ها ندارم
یا علی
۲۰ بهمن ۹۲ ، ۰۹:۳۱ قاسمی احمد آبادی
دوست واستاد عزیزم وبلاگ زیبا و پر محتوایی داری انشااله در تمام مراحل زندگیت موفق وموید باشی.
فقط توصیه می کنم در کنار مطالبهایت از عکس وتصویر استفاده نمایی چرای که یک عکس می تواند به اندازه هزار جمله مثمرومفید باشد.
وسعی کن مطالبتت را مختصر اما بسیار مفید بنگاری .چرا که در فضای مجازی هر مطلبی که کوتاتر ومفیدتر باشد. خوانند گان به ان علاقه بیشتری نشان می دهند.

پاسخ:
پاسخ:
کاملا با شما موافقم
ولی من کلا کوتاه تر می نویسم
این یکی دیگه روده درازی شد
و در مورد عکس هم با شمما موافقم
ممنون که سر زدید
مطلبتم خوندم فک نکنی نخوندم
زیرکانه مطلب مد نظرتو رسوندی عالی بودددددددددد

پاسخ:
پاسخ:
ممنونم که سر زدید
زیرکانه نبود که
رک رک بود
۲۰ بهمن ۹۲ ، ۱۳:۴۴ بهناز بهجتی اردکانی
سلاااااااام
باریکلا دمت گرم
بسی خش نوشتی
من (به قول خودت)به روده بزرگیات عادت دارم به نظرم لازم بود

پاسخ:
پاسخ:
خیلی ممنونم
توقا نداشتم
مشرف و مزین کردی وبلاگ حقیر مارو
مادرا همرم شین بازم بیی این ورا
خوشحال شدم
سلام برسون
خدافظ
چش...سلام مرسونن.زحمت مکشین.به سلامت...خدافظ.خدافظ
۲۰ بهمن ۹۲ ، ۱۴:۲۹ زائرباران
سلام بزرگوار
ممنون از حضور ارزشمندتون.
ان شاالله به زودی همه را خواهم خوند.فقط فرصت شد که پروفایلتون رو بخوتم!
پس دانشجوی یزدید!

پاسخ:
پاسخ:
سلام
و ممنونم از شما
بله الحمدلله
قصد جسارت نداشتم مهندس! فقط گفتم ما تو ترم دو به این نتایج رسیدیم...
این وبلاگ اشتراکیه. پری نمنویسم.
ول کن این گفا.... من مخوام بیام خونه!!!

پاسخ:
پاسخ:
مگه ترم دویی بده؟؟؟
که جسارت خواسته باشه؟؟
میی ایشالا
مهاجرت در راه علم نمدونی که چقه ثواب داره ...
یوهوووووووووووووو سمان دلمان برات تنگیده
ما هم به سبب همین غیر فعال بودن علوم انسانی تصمیم داریم پروژه خودمون رو با هدف اسلامی کردن جغرافیا انتخاب کنیم
خدا کمکمون کنه
اخه کسی تو این مورد کار نکرده
استاداهم روی خوش نشون نمیدن
اسلام رفته گوشه ای از قلبمون

پاسخ:
پاسخ:
ان شاالله موفق باشین
خوب کاری کردین
سلام علیکم
من با نظرات شما کاملا موافقم
بخصوص این جمله"به دوستان دانشجو عرض میکنم،اگر وقت دارید،اگر دغدغه دارید خودتان دنبالش باشید....خودتان مطالعه داشته باشید.خودتان برای خودتان دغدغه بیافرینید...از این دانشگاه ها آبی گرم نمی شود..."
ببینید من معتقدم باید کتاب های علمی غربی را مطالعه کرد ولی بعد مطالعه نباید رویکرد این شود که مثل فرض بفرمایید ما بیاییم تحولات سیاسی اجتماعی ایران از صفویه تا 1392 بخونیم و بعد بر اساس نظریه ویتفوگل تطبیق بدیم
بهتر عرض کنم یعنی اول بیاییم نظریه مثل مارکس، ویتفوگل در مورد تاریخ کشورهای آسیایی را مطالعه کنیم بعد تحولات خود را بر اساس معیار های آن نظریه تبین کنیم
من یکی دو سال بیسیار مطالعه داشتم در مورد تحولات ایران ، هیچ کتاب مستقلی ندیدم که بیاید تحولات ایران را خارج از تئوری های غربی تبین کند ، ماچگونه ما شدیم، سنت و مدرنیته، انقلاب اسلامی این سه کتاب دکتر زیبا کلام ؛ و کتاب های تاریخ ایران مدرن ، ایران بین دو انقلاب آبراهامیان و ....همه ی اینا یا بر اساس تئوری های لیبرال است یا چپ(کمونیست)
و این آفتی بسیار بزرگ است!
یعنی دانشجویی که سطح فهمش فقط به این کتاب ها و نظریات است هیچ موقع به این فکر نمی افته که آیا این چیز هایی که من می خونم تولیدی است یا کپی از غربی ها با رنگ و لعاب ایرانی؟
توی علوم انسانی اولین چیز که بنظر حقیر در ایران مهم است اینکه بیاییم یه انقلاب فرهنگی دیگه رو انجام بدیم!
دانشجوها براشون توی علوم سیاسی هانتیگتن، پارسونز،مارکس وبر، هگل، مونتسکیو، ماکیاول و ....خدا هستند و مطالبشان وحی منزل!
ولی باید دانست آنها مثلا مطالب ماکیاول بر اساس شرایط سیاسی ایتالیا در قرن 18 بوده یا مثلا هگل نظریاتش بر اساس شرایط سیاسی آلمان قرن 19 بوده نه ایران قرن 21!
بنظر من ما باید این مطالب را بخونیم به صورت تحلیلی البته نه حفظی و بعد بیائیم در درون جامعه و ساخت سیاسی ایران و جمهوری اسلامی بررسی کنیم که مثلا چرا ایران نهادهای سیاسی اش توسعه نیافته؟
مثلا چرا مردم ایران برای گرفتن سبد کالا این صحنه های زننده را ایجاد می کنند
وندی شرمن ملاحظه فرمودید گفت مردم ایران گرسنه هستند که این صحنه ها را رقم زدند !
در حالیکه شاید جامعه شناسی ایران چیز دیگه ای را عامل بداند
آقای دکتر حسین بشیریه پدر جامعه شناسی سیاسی ایران استاد دانشکده ی ما بوده توی جریان انتخابات 84 سخنرانی کرده گفته بوده اگر من جامعه شناس هستم باید هاشمی رای بیاورد اگر رای نیاورد نظام تقلب کرده و من از ایران می روم و همین طور هم شد احمدی نژاد رای آورد و ایشان از کشور رفت !
طرف نمیگه شاید من خوب جامعه ی ایران را نشناختم و من اشتباه کردم میگه نظام تقلب کرده !
برای همین است من میگم باید درس و فعالیت اجتماعی سیاسی همراه باشد تا بتونیم حداقل این جامعه رو خوب بشناسیم و براش برنامه بریزیم

سلامی چو بوی خوش کاغذ کاهی

دردیست مشترک؛ درمان نمی شود!

پاسخ:
پاسخ:
سلامی به خوشمزگی ته مداد لاک پشت ایرانی
ان شاالله درمان هم می شود
سلام
احسنت
دقیق خواندم

2 نکته:
فروید را اتفاقا باید خواند، خواندن فروید واجب است، باید فروید را خواند بعد و قبلش را هم خواند منابع اسلامی را هم خواند فکر هم کرد آن وقت می شود علم تولید کرد

دوم مهمترین علت ضعیف بودن علوم انسانی و مزخرف بودنش در کشور ما این است بنده و شما نرفتیم انسانی
همین
و دیگر هیچ

هرچند من زیر پوستی ادامه میدهم انسانی را
هم مطلب را خواندم و هم نظرات دوستان را.درباره مدیریت هم بعضی دوستان نظر گذاشتند که با توجه به اینکه خودم مدیریت می خونم خواستم چیزایی بنویسم ولی چون زیاد بود توو وبلاگم نوشتم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی